|
دو شعر از سعيد بيابانكي درباره امام حسين(ع) |
|
|
|
اين دو شعر (( سلام بر حسين )) و (( يك شمه شميم خوش فردوس )) نام دارد
سر زد ميان آينه آب يك صيد دست و پازده در خون يك كشتي نشسته به صحرا يك كشته فتاده به هامون
يخچال آب سرد پر از يخ لم داده بود كنج خيابان ره ميسپرد تشنه و خسته شاعر قدم زنان و پريشان
* شاعر ميان قحطي مضمون گويا رسيده بود به بن بست يخچال آب سرد به او داد يك كاسه طلايي و يك دست
* سر زد ميان آينه آب يك صيد دست و پازده در خون يك كشتي نشسته به صحرا يك كشته فتاده به هامون
* گل كرد يك تغزل خونين مثل عطش ميان دو لبهاش آن كاسه طلايي .... يك دست شد آفتاب روشن شبهاش
* ره ميسپرد تشنه تر از پيش شاعر ميان نم نم باران يخچال آب سرد پر از يخ لم داده بود كنج خيابان...
* «يك شمه شميم خوش فردوس»
پيچيده دراين دشت عجب بوي عجيبي بوي خوشي از نافه آهوي نجيبي
يا قافلهاي رد شده بارش همه گلبرگ جامانده از آن قافله عطر گل سيبي
يك شمه شميم خوش فردوس ..نه پس چيست پس چيست عجب بوي خداوند فريبي
كي لايق بوي خوشي از كوي بهشت است جاني كه ازاين عطر نبرده است نصيبي
اين گل گل صدبرگ نه هفتاد و دو برگ است لب تشنه و تنهاست چه مضمون غريبي
با خط چليپاي پرازخون بنويسيد رفته است مسيحايي بالاي صليبي
پيران همه رفتند جوانان همه رفتند جز تشنگي انگار نمانده است حبيبي
گاهي سر ني بود و زماني ته گودال طي كرد گل من چه فرازي چه نشيبي...
|