برای تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج) صلوات
No Image
No Image

آخرین به روز سایت

25 تیر 1387 ساعت : 17:49

ورود به سایت






No Image
صفحه اصلی arrow اخبار سایت arrow فرهنگی arrow امام خمینی (ره) و عشق به اهلبیت
No Image
No Image
امام خمینی (ره) و عشق به اهلبیت چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 

Image
 خاطراتی از حضرت امام خمینی(رحمةالله علیه)

پسر بزرگم از  دكتر  ت.استاد و صاحب نظر در هنر نقل مي كرد هنگامي كه امام به پاريس هجرت كرده بودند ،اين خانم به پاريس رفته بود و در بيت امام خدمت مي كرد .وقتي مرتب اخبار وحشتناك هفده شهريور تهران را به امام مي دادند كه چه كرده اند و چقدر كشته شده اند امام عكس العملي كه نشانه تأثر و هيجان در ايشان باشد نشان نمي دادند و هيچ تغييري در قيافه شان ديده نمي شد حتي وقتي خود اين خانم مي گريستند امام او را دلداري مي دادند و مي گفتند:چرا گريه مي كنيد ؟صبر داشته باش.چند روز بعد در يكي از مجالس امام شخصي برخاست و شروع به ذكر مصيبت كرد.همين كه اين فرد گفت:((السلام و عليك يا اباعبداللّه))فوراً رنگ صورت امام تغيير كرد .امام به پهناي صورتشان اشك مي ريختند .

   

روي زمين مي نشستند

امام در روز عاشورا به احترام عزاي سيدالشهدا (ع)كه در حضور ايشان در حسينيه جماران بر پا مي شد به جاي نشستن بر روي صندلي بر روي زمين مي نشستند .*

بيش از همه گريان مي شدند

امام سه روز در فاطميه دوم براي حضرت زهرا (س)مجلس روضه مي گرفتند .ايشان به ذكر مصيبت فاطمه زهرا حساسيت خاصي داشتند و هنگامي كه از حضرت زهرا (س)و سيدالشهدا (ع)نام برده مي شد بيش از همه گريان مي شدند .*

كسي هست روضه بخواند

در شب عاشورا در نوفل لوشاتو بعد از اينكه نماز تمام شد امام فرمودند:((كسي هست روضه بخواند؟))و به يكي از برادرها امر فرمودند كه روضه بخواند.همه ناظر بودند كه تا ذاكر شروع به ذكر مصيبت كرد امام دستمالشان را در آورده و شروع كردند به گريه كردن.اين عمل امام به ما آموزش داد كه در حادترين جريانات سياسي اجتماعي ،هدف و مقصد كه احياي سنت رسول اللّه مي باشد ،نبايد فراموش شود.*

شانه هايشان تكان مي خورد

يك روز به مناسبت يكي از وفيات ائمه عليهم السلام چند نفري به عنوان خواندن دعاي توسل ،به اتاق امام رفتيم .همه رو به قبله نشستند و شروع به دعا كردند .بعد از شروع امام وارد شدند و در صف نشستند و همراه با همه دعا خواندند .در ضمن دعاي توسل ،يكي از آقايان ذكر مصيبت مختصري كرد .با آنكه ذاكر ،روضه خوان ماهري نبود و با حضور امام دستپاچه شده بود و صدايش هم مرتعش و بريده بريده بود .اما همين كه شروع به روضه كرد ،با آنكه هنوز مطلب حساسي را بيان نكرده بود ،امام چنان به گريه افتادند كه شانه هايشان به شدت تكان مي خورد.بنده وقتي زيرچشمي به سيماي امام نگاه كردم ،دانه هاي متوالي اشك را كه از زير محاسن معظم له روي زانوانشان فرو مي ريخت ،مي ديدم.چند لحظه اي طول نكشيد كه يكي از نزديكان از زاويه اي كه امام نبيند ،به ذاكر اشاره كرد كه روضه را قطع كن.زيرا اين گريه شديد ،ممكن بود خداي نكرده بر قلب مبارك امام اثر بگذارد.*

تا آخر در روضه حاضر بودند

امام در كربلا در روزهاي تاسوعا و عاشورا براي امام حسين (ع)مجلس عزاداري برگزار مي كردند و در اين مجلس روضه خوانده مي شد امام از ابتدا تا انتها در مجلس حضور داشتند.

در دسته جات سينه زني شركت مي كردند

زماني كه امام در ايران تشريف داشتند سه روز روضه داشتند كه ايام فاطميه دوم بود؛يعني در روزهاي اول تا سوم جمادي الثاني روضه داشتند.البته در نجف كه بودند سه شب احياء ماه رمضان را هم اضافه كرده بودند .امام در كربلا گاهي در دسته جات سينه زني و عزاداري شركت مي كردند .در نجف كه دسته جات خدمت ايشان مي آمدند به آنها اظهار لطف مي كردند.

  سالي پنج روز روضه داشتند

امام از همان جواني به حضرت زهرا (س)علاقه خاص نشان مي دادند و هر سال پنج روز در خانه شان ذكر مصيبت جده شان را داشتند.*

در روضه ها مرتب اشك مي ريختند

من بارها امام را در مجالس روضه اي كه در خانه بعضي از آقايان عالم و يا در مسجد بالاي سر حرم حضرت معصومه (س)تشكيل مي شد مي ديدم.تمام حاضران در مجلس روضه به گفته هاي واعظ ،چه شيرين و چه تلخ ،چه حزن انگيز و چه خنده دار بر حسب حالت خود ،عكس العمل نشان مي دادند ،عده اي تبسم مي كردند يا عده اي مي خنديدند ،جمعي تحت تأثير مطالب حزن انگيز سر تكان مي دادند و با صداي كوتاه و يا بلند گريه مي كردند.اما امام همواره آرام و بي تفاوت مي نشستند و فقط گوش مي دادند چنان كه واقعاً باعث تعجب هر بيننده اي مي شد.ولي همين كه لحظه ذكر مصيبت اهل بيت (ع)فرا مي رسيد امام دستمالشان را از جيب بيرون مي آوردند و بي اختيار مي گريستند و اشك مي ريختند .گاهي مي ديدم كه دستمال را با دست بر روي دهان نگاه داشته اند و به سخنان واعظ يا روضه خوان گوش مي دهند و در همان حال قطره هاي درشت و پي در پي اشك از چشمانشان جاري بود.مي توان گفت همان طور كه طاقت و تحمل امام نسبت به ساير مطالب و حوادث و ديدنيها و شنيدنيها بيش از همه بود ،گريستن و اشك ريختن ايشان براي مصيبتهاي اهل بيت (ع)نيز بيش از ديگران بود.

در مجالس روضه قم شركت مي كردند

شبهاي محرم كه مجالس روضه در محلّه هاي مختلف قم برگزار مي شد امام در آن مجالس شركت مي كردند.براي اينكه هم مردم را تشويق كنند هم مجالس را گرم نگه دارند .

نگ صورت امام تغيير پيدا كرد

پسر بزرگم از خانم دكتر مهين ت.استاد و صاحب نظر در هنر نقل مي كرد هنگامي كه امام به پاريس هجرت كرده بودند ،اين خانم به پاريس رفته بود و در بيت امام خدمت مي كرد .وقتي مرتب اخبار وحشتناك هفده شهريور تهران را به امام مي دادند كه چه كرده اند و چقدر كشته شده اند امام عكس العملي كه نشانه تأثر و هيجان در ايشان باشد نشان نمي دادند و هيچ تغييري در قيافه شان ديده نمي شد حتي وقتي خود اين خانم مي گريستند امام او را دلداري مي دادند و مي گفتند:چرا گريه مي كنيد ؟صبر داشته باش.چند روز بعد در يكي از مجالس امام شخصي برخاست و شروع به ذكر مصيبت كرد.همين كه اين فرد گفت:((السلام و عليك يا اباعبداللّه))فوراً رنگ صورت امام تغيير كرد .امام به پهناي صورتشان اشك مي ريختند .

    دستمالشان را در آوردند

شايد بعضيها كه مجلس ختم استاد شهيد مطهري را كه از طرف امام در مدرسه فيضيه برگزار شد از تلويزيون ديده  و شاهد برخورد امام بوده اند در آن زمان چون امام در قم بوده اند و از اين رو خودشان در اين مجلس ختم شركت نمودند.در تمام زماني كه سخنران در كنارشان ايستاده بود و درباره شخصيت استاد مطهري شاگرد برجسته و پاره تن امام و نيز شهادت او سخن مي گفت ،امام در كمال آرامش و وقار گوش مي دادند .همين كه گوينده به ذكر مصيبت اهل بيت رسيد ،امام منقلب شدند دستمال خود را از جيب در آوردند و مقابل صورت گرفته و گريستند .

 
< بعد   قبل >
No Image
No Image No Image No Image
No Image
© پایگاه اطلاع رسانی خانه حضرت سید الشهدا -علیه السلام - یزد