|
ازجمله حالات عارفی روح انسان، گریه کردن است. انسانها در مقاطعی از زندگی خود به واسطههایی همچون ترسیدن، اشتیاق، تظاهر، دروغ، احساس حرمت و بزرگی در مقابل مخاطبی خاص، دیدن صحنههای رقت بار و لرزش و یا حسرت و ... چشمهایشان پر از اشک شده و گریان میشود. در قرآن کریم از این حالت انسانی سخن به میان آمده است و به انواع و اسباب گریهها پرداخته شده است. این حالتعبارتند از:
1) گریهی دروغ
از حالت های گریه، به دروغ گریه کردن است. معمولا این حالت به خاطر برخورداری از منفعت و یا کتمان اشتباه و گناه خود به قصد اثبات بی گناهی به اختیار و توسط فرد، بروز می کند. قرآن کریم به این نوع از گریه در داستان حضرت یوسف(ع) متذکر میشود. وقتی برادران یوسف او را به درون چاه انداختند، در بازگشت به منزل و در توضیح نبود یوسف(ع) همراه آنها و برای اثبات بیگناهی خود در برابر پدر، به دروغ گریانی شدند. آنها به پدر قول داده بودند که یوسف(ع) را سالم به خانه بازگردانند اما اکنون با لباس خون آلود او آمدهاند. آنها با گریه کردن میخواستند تا پدرشان باور کند که آنها در ادعای اینکه گرگ یوسف را خورده است، راستگو هستند. اما بگر این گریه میتواند پدری چون یعقوب را به باور ادعای آنها نزدیک کند؟ او در مقابل فقط می گوید: بل سولت انفسکم امرا فصبر جمیل. نفس شما، کار بدی را برای شما، زینت خوب داده است و من صببری نیکو را پیشه می سازم.
2) گریه معرفت
در آیهی 107 سورهی اسرا خداوند متعال در وصف عدهای از ایمان آورندگان به قرآن ـ وحی الهی ـ میفرماید:«بی گمان کسانی که قبل از نزول قرآن صاحب دانش و بصیرت بودهاند. هنگامی که آیات الهی برایشان خوانده میشود. سجده کنان بر زمین میافتد و میگویند منزه است پروردگار ما که وعده پروردگار ما قطعا انجام شدنی است و آنها بر زمین میافتند در حالی که گریه میکنند و...» همچنین در آیه 83 سورهی مائده خداوند متعال در وصف حال عدهای از رهبانان مسیحی که دارای علم و دانش می باشند و متکبر نیستند، میفرماید: « آنها وقتی آیات نازل شده بر رسول خدا (ص) را میشنوند. چون بر اساس علمشان حقانیت آنرا دریافته اند. بنابراین از چشمهایشان اشک جاری میگویند: پروردگارا! ما بر رسول تو ایمان آوردهایم و ما را در زمره گواهان بنویس».
چنان که ملاحظه شد در دو مورد یاد شده یک جنس از گریه مطرح است که بر اساس معرفت و دانش و بصیرت نسبت به حقانیت آیات الهی ایجاد میشود که نه تنها وجود این حالت جایز بلکه از آن نیز ستایش شده است.
3) گریهی اعلام تواضع
در سوره مریم از آیات 40تا 85 خداوند متعال به وصف انبیای بزر خود میپردازد. خداوند در قرآن کریم به رسول اکرم(ص) حالت ها و صفاتی از پیامبران پیش از آن حضرت را متذکر میشود. حضرت ابراهیم(ع) به عنوان راستگو و بندهی مطیع خدا، حضرت اسحاق به فردی صادق در وعدهها، حضرت موسی (ع) به بندهای مخلص، حضرت اسماعیل(ع) به راستگویی معرفی شده است. در وصف تمام این پیامبران در جملهای کلی خداوند متعال اعلام میدارد که «این پیامبران کسانی هستند که خداوند به آنها نعمت داده است. آنها از فرزندان آدم(ع) بودهاند از ذریهی همین پیامبرانی که ذکرشان شد و هر کس که او را خدا هدایت کرده، برگزیده است». در پایان این تذکرات در آیه 58 خداوند متعال ویژگی دیگر و تکمیلی از این گروه را اعلام می دارد که آنها کسانی هستند که : اذا تتلی علیهم آیات الرحمن خروا سجدا و بکیا... آنها با شنیدن آیات الهی به حالت گریه خود را از سر تواضع و اعلام بندگی به روی خاک می اندازند....
تحقق این حالت از گریه برای انسانهای صالح، راستگو و بندهی خدا را میتوان از باب گریهی اعلام تواضع در برابر عظمت وصف نشدنی خدای سبحان تعریف کرد. هر چه انسان وارستهتر، باتقوی تر، بندهتر ، راستگوتر باشد معلوم است که عظمت خالق خود را بیشتر درک کرده است. اعلام فهم این عظمت، با گریه برای این انسانها زیباست و ستایش شدنی.
4) گریه نشان دهنده عدم غفلت
قرآن کریم در آیات پایانی سوره نجم و پس از بیان هلاکت قوم عاد و ثمود و نوح که بخاطر سرکشی، طغیان و ظلم به زیر و رو شدن شهرهایشان محکوم و عذاب الهی آنها را فراگرفت. در مقام هشدار به انسانهای بعد از آنها متذکر میشود که« آیا از این خبر که قیامت نزدیک است تعجب نمی کنید؟ و آنرا شوخی پنداشته و هی میخندید؟ در حالی که توجه به این خبر که قیامت نزدیک است ولی شما از تحقق آن غفلت داشتهاید و چه بسا شما نیز به بدی عاقبت دچار شوید، امری گریهدار است. پس چرا به حال غفلت خود گریه نمیکنید؟» این آیات نشان میدهد گریه کردن انسانها در اثر شنیدن به عاقبت امتهای پیشین نشانهای از عدم غفلت آنها از خدا و مجازات و عذاب اوست. این گریه، گریهای است ستایش شده که بندهی خدا وقتی خود را ارزیابی میکند. نامهی اعمال خود را سبکتر از آن میداند که بخواهد با آن در محضر خدا حاضر شود. این انسان مؤمن با همه اعمال خوبی که دارد چون خود را دست خالی و گاه مقصر و ناکامل در انجام وظایف الهی میداند. لذا از اینکه با این حالت به زودی در قیامت و حساب و کتاب الهی قرار خواهد گرفت. گریه میکند تا حداقل اعلام عدم غفلت از این امر کرده باشد.
5) گریه از ترس مجازات
یکی از حالتهای محقق گریه ترس از مجازات است که برای نوع انسانها در زندگی روزمره عمومیت دارد. دانش آموزی که در آزمون مدرسه قبول نشده است. از ترس مجازات اولیای خود قبل از تنبیه گریان میشود. قرآن کریم به این حالت از گریه نیز اشاره کرده است. در سوره توبه خداوند داستان یکی از جنگهای پیامبر(ص) را نقل میکند که وقتی آن حضرت مردم را به جهاد فرا خواند، عدهای از حکم جهاد تخلف کردند. آنها نه تنها خود از مجاهده به اموال و جان هایشان امتناع ورزیدند بلکه دیگران را نیز به دوری و ترک جهاد تشویق نمودند. در آیه 81 سوره توبه خداوند متعال پایان این عمل تارکین جهاد را چنین ترسیم کرده است که: «این افراد باید در این نیا خوشحال نباشند و کم بخندند ولی زیاد گریه کنند. چرا که به مجازات رفتاری که انجام دادهاند خواهند رسید.» این آیه میرساند که باید ترس از مجازات سنگین در قیامت ، آنها را وادار به گریه کند. اگر چه این گروه آنقدر سنگدل شدهاند و متمرد، که حتی این حالت نیز در آنها از بین رفته است. شاید شنیدن بدعاقبتی اقوام گذشته برای انسانهای مؤمن گریهآور باشد، ولی این منافقین چنین شدهاند که به خاطر تخلف و گناه از فرمان الهی و مجازات پیش و هیچ گونه تغییر حالت و اعلام ناراضیتی همچون گریه را ندارند.
6) گریهی حسرت
در سوره توبه وقتی خداوند بیان حالت عدهای را کرد که به فرمان جهاد گردن ننهادند و از آن دوری کردند، گروه دیگری را تعریف میکند که به عکس، مشتاقانه اطاعت از امر پیامبر اکرم(ص) کردند و خود را برای حضور در صحنه جهاد به آن حضرت معرفی کردند. پیامبر اکرم(ص) در برابر اعلام آمادگی آنها به دلیل کمبود لوازم و اسب جنگی در جهاد همراه رسول خدا(ص) شرکت کنند از نزد رسول خدا(ص) برگشتند در حالی که گریه می کردند. آیه 92 سوره توبه این حالت را چنین ترسیم کرده است: « آنها از نزد پیامبر خدا بازگشته، در حالی که به خاطر نداشتن وسایل جنگی که مانع از حضور آنها در جهاد شده بود. از چشمهایشان اشک میریخت و ناراحت بودند که چرا نتوانستند در این امر رسول خدا(ص) را یاری کنند». گریهی این گروه حسرتی بود که بر عدم مشارکت خود در اطاعت امر خدا میخوردند.
گریهی از سر اخلاص و ارادت به دستور خدا و پیامبر(ص) ولی محروم از عمل به این دستور.
اگر چه در قرآن بیش از این موارد در خصوص گریه، ذکری به میان نیامده است اما با یک نگاه دوباره دریافت میشود که میتوان گریه را از هر نوع آن به یکی از موارد یاد شده ارجاع داد. بستگی دارد. گریه کننده کدام را فهم انتخاب کند. منبع :خیمه |