|
پاسخ ابوريحان بيروني به وارثان اسلام اموي در قرن حاضر |
|
|
 متأسفانه به رغم رفتار بسياري از سنيان که در طول تاريخ در محرم عزاداري ميکردند و مانند بسياري از سنيان هموطن اين ايام را در سوگ مينشستند، اموي مسلکان وهابي همچنان تلاش ميکنند تا دهه نخست محرم و به خصوص روز عاشورا را بزرگ بدانند و جشن بگيرند و شادي کنند.
| |
|
مسلمانان اين روز را بزرگ ميداشتند تا آن که قتل حسين بن علي در طفّ، در آن روز رخ داد، همراه با اهل بيت رسول الله از آل ابيطالب ـ عليهم السلام اجمعين ـ و کردند با حسين و خاندان رسول کاري که در تمام امتها، حتي با شرورترين مردم نکردند، از کشتن با تشنگي و شمشير و آتش زدن و بر نيزه کردن سرها و راندن اسبان بر اجساد و هتک حرمت آنان با به اسارت گرفتن زنان و کودکان و سوار کردن آنان بر شتران و توهين به آنان. اما بني اميه در اين روز لباس نو ميپوشيدند و آرايش ميکردند و سرمه ميکشيدند و عيد ميگرفتند و وليمه ميدادند و ميهماني ميکردند و شيريني و چيزهاي خوب ميخوردند و اين رسم را در طول حکومتشان در ميان «عامه» رواج ميدادند. بعد از زوال دولتشان هم اين رسم باقي ماند.
در خبرها آمده بود که «ملک عبدالله»، سردمدار اسلام اموي ـ وهابي، از يک واعظ وهابي و اموي، که عاشورا را عيد خوانده بود، تشکر نموده و خشم شيعيان را برانگيخته است.
اين بحث در مقالات و کتابهاي مستقل مورد بحث قرار گرفته و نشان داده شده است که بحث روزه گرفتن عاشورا به عنوان عيد، يک ايده متعلق به اسلام اموي است نه اسلام محمدي.
در عين حال، براي اين که نکتهاي را براي دوستداران مكتب رسول خدا(ص) روشن کرده باشيم، ابتدا تحليل تاريخي ابوريحان بيروني (360 ـ 440) ناقد و نويسنده بزرگ دنياي اسلام را که دانشمندي سترگ و از چهرههاي بسيار برجسته در تمدن اسلامي و مورد توجه تمام مذاهب است، نقل کرده و توضيح مختصري در باره مطلب وي ارائه ميدهيم.
وي در «الاثار الباقيه» که در باره مقايسه دانش تقويم نگاري ميان ملل مختلف و برخي از مسائل نجومي است، در باره روز عاشورا چنين مينويسد:
«نخستين روز ماه محرم، روزي بزرگ است، زيرا روز اول سال و تحويل آن است. روز نهم آن ماه را تاسوعا مينامند، به قياس روز عاشورا. اين روز، روزي است که زاهدان شيعه در آن نماز ميگزارند. روز دهم محرم را عاشورا مينامند؛ روزي که فضيلت آن مشهور است.
از رسول (ص) روايت شده است: اي مردم! در اين روز به کارهاي خير بشتابيد که روزي بزرگ و مبارک است و خداوند در اين روز به آدم برکت داده است.
مسلمانان اين روز را بزرگ ميداشتند تا آن که قتل حسين بن علي در طفّ، در آن روز رخ داد، همراه با اهل بيت رسول الله از آل ابيطالب ـ عليهم السلام اجمعين ـ و کردند با حسين و خاندان رسول کاري که در تمام امتها، حتي با شرورترين مردم نکردند، از کشتن با تشنگي و شمشير و آتش زدن و بر نيزه کردن سرها و راندن اسبان بر اجساد و هتک حرمت آنان با به اسارت گرفتن زنان و کودکان و سوار کردن آنان بر شتران و توهين به آنان.
اما بني اميه در اين روز لباس نو ميپوشيدند و آرايش ميکردند و سرمه ميکشيدند و عيد ميگرفتند و وليمه ميدادند و ميهماني ميکردند و شيريني و چيزهاي خوب ميخوردند و اين رسم را در طول حکومتشان در ميان «عامه» رواج ميدادند. بعد از زوال دولتشان هم اين رسم باقي ماند.
اما شيعيان، در اين روز نوحه ميخوانند و بر سيد الشهداء گريه ميکنند و اين کار را در بغداد و ديگر شهرها و بلاد انجام ميدهند. آنان در اين روز به زيارت تربت مسعود حسين (ع) در کربلا ميروند و از کارهاي «عامه» ناراحت هستند از اين که لباس و اثاثيه را نو ميکنند.
زماني که خبر شهادت حسين به مدينه رسيد، دختر عقيل بن ابي طالب بيرون آمد و اين شعر را خواند: [روز قيامت] چه پاسخي به پيامبر (ص) را خواهيد داد اگر بگويد: شما که آخرين امتها بوديد چه کرديد؟ با عترت و اهل من، وقتي که من ميان شما نبودم، نيمي را اسير و نيمي را خونشان را ريختيد. وقتي من شما را نصيحت ميکردم اين پاداش من نبود که با خويشان من چنين رفتار زشتي داشته باشيد». (آلاثار الباقيه، «متن عربي» ص 420)
اما چند نكته: ابوريحان روايت را درباره مبارك دانستن روز عاشورا بر اساس اخبار ساخته و پرداخته بني اميه، نقل کرده است، در حالي که اين روايت پايهاي از صحت ندارد و امويان براي مشروع جلوه دادن سياستهاي تبليغاتي خود عليه عاشورا، دست به جعل اين قبيل احاديث ميزدند.
جالب آن که در ادامه كتاب، همين نکته مورد توجه خود ابوريحان قرار گرفته است. زيرا در شرح کلمه عاشورا، حديثي منسوب به رسول الله (ص) را داير بر روزه گرفتن عاشورا در وقت ورود به مدينه نقل کرده است و بلافاصله با محاسبه رياضي ـ نجومي و تعيين وقت دقيق آمدن حضرت و اين که ربطي به محرم نداشته، کذب آن را ثابت کرده است.
اين خود نشانگر آن است که روايات مربوط به مبارك دانستن عاشورا و روزه گرفتن آن، از اساس نادرست است. به علاوه ابوريحان در ادامه از نقلهاي ديگري هم که در باره فضليت عاشورا آمده ياد کرده و ميگويد: اينها «عوام از محدثين» روايت کرده و بيشتر براي دلجويي از اهل کتاب آنها را نقل کرده اند!
آنچه در نگاه ابوريحان اهميت دارد، نشان دادن تنازع ميان سياستهاي تبليغاتي امويان با رفتار شيعيان به خاطر امام حسين (ع) است و اين که آنچه ميان «عامه» برجاي مانده، همانهاست که امويان رواج دادند.
| |