برای تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج) صلوات
No Image
No Image

آخرین به روز سایت

17 دی 1387 ساعت : 13:55

ورود به سایت






آمار بازدید های امروز

بازدیدکنندگان1285
No Image
صفحه اصلی arrow اخبار سایت arrow فرهنگی arrow پشت پرده انتشار خاطرات جنجالي هاشمي رفسنجاني
No Image
No Image
پشت پرده انتشار خاطرات جنجالي هاشمي رفسنجاني چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
Image
 انگيزه اصلي سايت وابسته به دبير مجمع تشخيص مصلحت از انتشار 2 بخش جنجالي خاطرات هاشمي رفسنجاني، پاسخي به برخي از خاطرات وي مي باشد که در آنها محسن رضايي به بي تدبيري، عدم ثبات و اهمال متهم شده است.

به گزارش رجانيوز، انتشار 2 قسمت از خاطرات هاشمي رفسنجاني که به ادعاي تمايل امام (ره) به کناره گيري از رهبري و موافقت ايشان با حذف شعار مرگ بر امريکا در سال 63 مربوط مي شد، واکنشهاي متفاوتي را در ميان گروههاي سياسي و رسانه ها برانگيخت اما با اين حال، تاکنون بحث پيرامون انگيزه سايتي که براي اولين بار نسبت به درج اين خاطرات اقدام کرد، صورت نگرفته است.

 

اين سايت که وابسته به دبير مجمع تشخيص مصلحت مي باشد، از ميان بيش از 600 صفحه از خاطرات هاشمي اقدام به انتشار 2 پاراگراف کرد که به دليل مغاير بودن ادعاهاي مطرح شده در آن با مشي و صريح نظرات علني امام (ره)، بروز واکنشهاي منفي عليه هاشمي کاملاً قابل پيش بيني بود.

 

با اين حال، سايت مذکور که خود جرقه اين آتش را زده بود، پس از بالا گرفتن انتقادات از هاشمي، در چرخشي 180 درجه اي، در خبري عنوان کرد اين مطالب در خاطرات سال 62 هاشمي نيز ذکر شده بوده و انتقادات اخير از هاشمي به دليل در پيش بودن انتخاب رئيس مجلس خبرگان است!

 

اين در حاليست که خبرنگار رجانيوز کسب اطلاع کرد، برخي خاطرات هاشمي رفسنجاني که در انتقاد از محسن رضايي بوده و وي متهم به بي تدبيري، عدم ثبات و اهمال در فرماندهي سپاه شده است، دليل اصلي انتشار 2 بخش جنجالي از خاطرات سال 63 هاشمي بوده است.

 

هاشمي رفسنجاني در صفحه 210 خاطرات خود مي نويسد: ساعت چهار بعد از ظهر، جلسه ای با فرماندهان ارتشی و سپاهی تشکیل شد. آقای خامنه ای هم [به جلسه] رسیدند؛ به روال دیروز بحث ها ادامه یافت. مسئولان جهاد سازندگی، توضیحات خوبی درباره تهیه امکانات برای عبور از آب دادند. ابتکارات جالبی در تعمیر پل های پی.ام.پی و ساحل سازی واستفاده از طراده ها و کانال کشی دادند. [با ارائه این ابتکارات] بخشی از اشکالات مهم جلسه دیروز را رفع کردند. بعد از رفتن آنها، باز مخالفان طرح، از افسران ارتش و فرماندهان سپاه، مشکلات جدیدی را مطرح کردند. عجیب این بود که آقای [محسن] رضایی و آقای موسوی قویدل که خودشان طرح را تهیه و امضا کرده بودند، به شدت با طرح مخالفت کردند.

 

همچنين در صفحه 213 آمده است: عصر، با حضور آقای خامنه ای، جلسه ای با آقایان صیاد و محسن رضایی داشتیم. صیاد از طرح اروند (والفجر7) دفاع کرد ولی آقای رضایی مخالف بود. پس از مقداری بحث، معلوم شد که ایشان به طور کلی با عملیات در جنوب مخالف است و از اول هم مخالف بوده اند. به ایشان اعتراض شد که چرا چند ماه وقت مملکت و این همه نیروها را تلف کرده و با صراحت برخورد نکرده اند؛ جواب درستی نداشت و طرح درستی برای عملیات، در جای دیگر هم نداشت.

 

در صفحه 222 کتاب به سوي سرنوشت، آمده است: بعد از نماز صبح و احساس سلامتی نسبت به وضع دیروز، مشغول مطالعه شدم. ساعت نه صبح، احمد آقا آمد. گفت [محسن رضایی] فرمانده سپاه به امام نامه نوشت و وضع جبهه ها و عملیات را توضیح داده است. و از فشاری که برای انجام عملیات وارد می آید، گله کرده و گفته به ما اگر مهلت بدهید، دو ساله جنگ را با پیروزی تمام می کنیم.

 

رفسنجاني در صفحه 248 کتاب خاطرات سال 63 مي افزايد: آقای [محمد مهدی] ربانی املشی هم، تلفنی اجازه رفتن به مکه را می خواست، که موافقت نکردم. حاج احمد آقا آمد و اطلاع داد که امام نظر خاصی در مورد وزیر دفاع ندارد. [چون در این مورد، از امام] سئوال کرده بودیم. گفت [آقای محسن رضایی] فرمانده سپاه، مرتباً به امام نامه می نویسد که فشار و عجله در انجام عملیات نشود. سوءظن دیگری برای بعضی پیش آمده که فرماندهان سپاه از طریق تأخیر عملیات، درصدد کسب امتیازات بیشترند.

 

همچنين در پاورقي صفحه 293 به نقل از رحيم صفوي درخصوص محسن رضايي آمده است: در خصوص فشار مسئولان بر سپاه برای تحرک در جبهه های جنگ، سردار رحیم صفوی می گوید: «رفتیم پیش آقای هاشمی، ایشان گفت شما ترسیده اید. شما به تردید افتاده اید. یک کاری بکنید. مگر حواس شما نیست که متکی به مردم هستید. مردم اگر ببینند بازار جنگ داغ و گرم نیست، رها می کنند و پشتیبانی نمی کنند. یک کاری بکنید. ما نمی دانستیم برادر محسن به آقای هاشمی چه قولهایی می دهد، اما می آید فشارهایی به ما می آورد. این فشارها برای ما اثری ندارد، زیرا با امکاناتی که در دستمان هست، می دانیم نمی شود عملیات بزرگ انجام داد، ولی به هرحال فشارهای شدید ادامه دارد. این را یک جا نوشتم که ما حتی یک بار لبخند از فرمانده مان ندیده ایم، چهار سال از جنگ می گذرد، یک تبسمی هم ندیدیم، ایشان داشته باشد.»

 

 

 
< بعد   قبل >
No Image
No Image No Image No Image
No Image
© پایگاه اطلاع رسانی خانه حضرت سید الشهدا -علیه السلام - یزد