|
بسيج دانشجويي دانشگاههاي سراسر کشور پس از سخنراني مصطفي تاجزاده عضو مشترک سازمان ناشروع مجاهدين انقلاب و جبهه مشارکت و اهانت به مرجع تقليد شيعيان و رياستجمهوري بيانيهاي را صادر کرد. در اين بيانيه آمده است: اين عمل ... عمق كينه تاريخي استكبار جهاني را از بيداري مراجع هميشه در صحنه انقلابي تشيع نمايان ميسازد و در صورت پيروي آگاهانه، خباثت دروني هتاكان مزدور را بيش از پيش آشكار ميكند
متن کامل اين بيانيه به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
به شهادت تاريخ پر افتخار ايران اسلامي، مرجعيت انقلابي شيعه همواره ملجا ستمديدگان و در مقابله با ايادي استكبار و استبداد بوده است و همواره به عنوان مانعي اساسي در برابر خوي زيادهخواهي نظام سلطه عمل نموده است.
از اين رو سرسپردگان اجانب از هيچ فرصتي براي عقدهگشايي و انتقام از ساحت اين شجره طيبه كوتاهي نكردهاند.
اخيراً نيز مطالبي منتسب به يكي از عناصر اصلي سازماني كه مشروعيت آن در قضيه مواضع يكي از اعضاي اين سازمان در سال 81 توسط جامعه مدرسين حوزه علميه قم و با امضاي استاد فقيد اخلاق حضرت آيت الله مشكيني رحمة الله عليه زير سؤال رفت؛ منتشر شد كه انتظار ميرفت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حتي جبهه مشاركت از اين مطالب موهن، سخيف و كينهتوزانه آن عضو شوراي مركزي خويش تبري بجويند كه اين حركت صورت نگرفته است.
توهين به شخصيت مرجع انقلابي، آگاه به زمان و شجاع جهان تشيع حضرت آيت الله مكارم شيرازي به جرم حمايت جانانه ايشان از انقلاب اسلامي موجي از نفرت را در ميان عاشقان اهل بيت و شيعيان جهان برانگيخته است. اين اقدام نسنجيده در حالي صورت ميپذيرد كه ايشان اين روزها در مقابل اهانتهاي وهابيون – خوارج ديني معاصر- به ساحت تشيع و حريم قدسي ائمه هدي عليهمالسلام ايستادگي شجاعانهاي داشتند و اينك نيز آماج اهانتهاي خوارج سياسي معاصر و افراطيون ورشكسته سياسي واقع ميشوند.
اين عمل كه با استفاده از مغالطهاي آشكار صورت ميگيرد؛ عمق كينه تاريخي استكبار جهاني را از بيداري مراجع هميشه در صحنه انقلابي تشيع نمايان ميسازد و در صورت پيروي آگاهانه، خباثت دروني هتاكان مزدور را بيش از پيش آشكار ميكند.
انجام اين اقدامات از سوي دشمن طبيعي است اما انجام اينگونه رفتارها از سوي اعضاي اصلي حزب و سازماني كه خود را مدعي پيروي از خط امام «ره» ميدانند پذيرفتني نيست.
به راستي اين عده كه در تحليلهاي درونگروهي خود يكي از علل ورشكسته شدن سياسي خود و احزابشان از حاكميت، توسط مردم را رويگرداني از باورهاي ديني مردم و بيتوجهي و اهانت به مقدسات مذهبي، دانستهاند؛ از چه روي، به چنين بلاهت و سفاهت سياسي دست زدهاند؟
چگونه در آستانه ماه مبارك رمضان و رويكرد گسترده دلها به معنويت و اخلاق و رشد فضائل ديني در دامان مكتب اهل بيت (ع) دست به چنين حماقتي زدهاند؟ آيا اين جز يك انتحار سياسي چيز ديگري ميتواند باشد؟ تا بدين وسيله بهانهاي براي رد صلاحيت خويش دست و پا كنند و براي سومينبار دست رد مردم را بر سينه خود حس نكنند؟
حضور عبرتبرانگيز مردم در انتخابات مجلس هفتم، بدون توجه به ياوهسراييهاي همپالكيهاي اجانب و همچنين تحريم علني افسادگران افراطي را كه به توصيه اربابان غربي خويش از هر گونه حربهاي نظير تحصن هم بهره بردند براي هر آنكس كه شم سياسي دارد درس عبرتي فراموش نشدني بود اما دريغ از عبرت گيرنده «مااكثر العبر و اقل الاعتبار!»
يقيناً در كشور عزيز ما ايران – امالقراي جهان اسلام – اهانتكنندگان به ساحت مرجعيت انقلابي و ساحت دين و مقدسات مذهبي كه با تقليد كوركورانه نعل بالنعل از اربابان غربي خويش در جريان پروتستان لوتري صورت بگيرد هيچ جاي پايي ندارند.
به راستي گسترش مسجد مقدس جمكران و بسط معارف حركتآفرين نهضت انتظار مصلح چه ضربهاي به آنان زده است كه چنين در مقابل آن برميآشوبند؟
نامشروع بودن سازمان متبوعشان را از آن ميبينند يا شكستهاي مفتضحانه همپيمانانشان در انتخابات را؟
اين اقدام زشت با هر نيتي كه صورت گرفته باشد جامعه ديني ايران را سكولاريزه نخواهد كرد و اهداف مكتوم در نوع طرح مقوله انتخابات اخير تركيه توسط آن فرد و ترويج لائيسم دولتي را محقق نخواهد نمود.
جناب تاجزاده بايد به خود آيد و دليل اسلامگرائي مردم مسلمان تركيه را نه در ماهوارههاي آنچناني و سايتهاي اينترنتي معلومالحال و مطبوعات باصطلاح آزاد! بلكه در تداوم روند بيداري اسلامي بجويد چه اگر غير اين بود، با وجود رشد روز افزون اسلامخواهي در غرب اگر سكولاريست و لائيك بودن دولتهاي غربي زمينهساز گرايش دولتها به اسلام ميشدند ميبايست امروزه در كل اروپا و آمريكا دولتهاي اسلامگرا روي كار ميآمدند!!
صداقت انساني حكم ميكند كه هر فردي گرايشات قلبي خودش را – حتي نسبت به سكولاريسم – صادقانه بگويد نه منافقانه و با رطب و يابس بافتن و زمين به آسمان دوختن!
«بيداري اسلامي» كه در منطقه خاورميانه نمود بيشتري يافته است در تركيه نتيجه انقلاب اسلامي و ثمره ملت ايران و ماحصل قهري سياستهاي منطقهي خاورميانهاي آمريكا و تحقير ملتهاي منطقه توسط آنان، تحقير دين توسط سكولارها در طي ساليان اخير، تاثير توفيقات مبارزان مقابله كننده با روند زيادهخواهي مستكبران و اشغالگران عالم و به ويژه پيروزي تاريخي حزب الله لبنان بر اسرائيلي است كه روزگاري يك وزير اسبق كشور كه معاونش همين آقاي تاجزاده بود مبارزه با آن رژيم نامشروع را غيرممكن ميدانست و در جسارتي فراموشناشدني سخن از صلح با اسرائيل ميزد. نهال اسلامگرايي در تركيه بيش از اين هم بارورتر خواهد شد.
اين افراطيون كه ديروز در مقابل دين و مظاهر اجتماعي آن ايستاده بودند امروز در مقابل خواست و راي مردم ايستاده اند و ياللعجب كه تحت نام مردم به تخريب رئيسجمهور محبوب و منتخب همين ملت ميپردازند.
وا اسفا بر شرافت و غيرت ايراني كه فرزند منتخب ملتش را عنصري خودباخته با رئيسجمهور سابق فرانسه مقايسه ميكند و عمق كينه و نفرت غير عقلائياش را از فرزند ايراني به رخ ميكشد و دم از تاريخ ايران هم ميزند!!
بگذريم از اينكه اقدام دولت قبلي در سفر به فرانسه و ايتاليا عليرغم علم به بي پاسخ گذاردن آن از سوي آن دولتها (كه يك عرف ديپلماتيك پذيرفته شده است) و رفتار توهين آميز آنان، خود با «عزت ملي» ايران منافات دارد.
كل نظام هستي، خدايي بيش ندارد و مشكل كشور ما نه خدايان! كه خود – خداانگاراني است كه عقل ناقص خود را (آنهم نه با اجتهاد عقلاني كه با تقليد كوركورانه از لوتريانيسم غربي) بجاي خدا گذاشته و شطحات نفساني خويش را «بسط تجربه نبوي» و وحي ميانگارند.
پرورش يافتگان مكتب پوپر، دلباختگان مكتب امانيسم غربياند كه اسلام انقلابي حاضر در اجتماع را مشكل اصلي خويش ميپندارند.
آن غائله آفرينان 18 تير 78 – كه پاسخي سنگين از مردم در 23 تير دريافت كردند - آن را براي تخريب نهادهاي انقلابي طراحي نموده بودند؛ اينك به شكل عريانتر براي تكميل خواسته شوم خود به بزرگ ميراث غيرت و صلابت ملت – بسيج و سپاه – توهين و جسارت ميكنند. زهي خيال باطل!
اين نيروي عظيم مردمي، بقيةالسلف و يادگار شهيدان سرافراز ميهن عزيزمان رسالتي جز دفاع از انقلاب به خود نميشناسند و در اين راه از مكر خناسان دنياپرست هيچ تزلزلي به ارادهاش راه نميدهد.
همزماني اين تخريبها توسط اذناب داخلي نظام سلطه با تروريست خواندن اين «نماد مقاومت انقلابي و شجاعانه» همنوائي دگرباره ارباب و مزدورانش را براي چندمين بار به منصه ظهور ميرساند.
سازمان مجاهدين انقلاب و حزب مشاركت كه خود در زمره محكومكنندگان جسارت آمريكا به سپاه بودهاند بايستي اين تناقض را رفع نمايند و از موضع دشمنشادكن منتسبين خود تبري بجويند.
همآوائي واژگان اخير تاجزاده با مشي 5 سال پيش ديگر عضو سازمان نامشروع متبوعش در همدان شائبه «خط سازماني و تشكيلاتي بودن» اين هجمهها را متبادر ميسازد.
اما دانشجويان بسيجي، مرد ميدان سختاند و در عرصه مبارزه با نفاق سنتي و مدرن تجربهاي بس گرانسنگ دارد و به وعده حتميه خداوند بر نصرت ياريگران دينش يقين مضاعف!
آقاي تاجزاده بداند كه خواب بازگشت آمريكا به اين كشور، تفسيرناشدني است و آنان كه سوداي رابطه با طالبان را رسما اعلام كردند حق دارند كه احمدينژاد را در قامت و برابر غربيان ندانند.
والسلام عليكم من تبع الهدي
بسيج دانشجويي دانشگاههاي سراسر كشور |