|
رهبر معظم انقلاب اسلامي در دومين روز از سفر خود به استان يزد، با دانشجويان و جانبازان و ايثارگران اين استان ديدار و گفتگو كردند كه روايت اين ديدار از نگاه خبرنگار فارس بدين شرح است:
*دانشجو، پرسش گر و طالب تعالي است، پرتوان و پرشور است، پرهيجان و مملو از سؤالات. امروز آنها با رهبر خويش ديدار مي كنند و شوق دانستن و يادگرفتن در چشمان همه آنها ديده مي شود. دوست دارند اگر مي گويند رهبر فرزانه و حكيم انقلاب اسلامي، بتوانند دهها مصداق از فرمايشاتش را در ذهن داشته باشند تا همواره با نقل آن، بگويند كه ديدارشان چقدر جالب و پرخاطره بود. اكنون زمان آن ديدار است.
*از دانشجويان سال پائيني تا آنها كه سالهاي سال است به عنوان استاد و دانشجو در مقاطع عاليه تحصيلي حضور داشته اند، اينجا جمع هستند. تيپ هايشان هم البته جالب است. محل حضور سالن ورزشي دانشگاه يزد بود و برايمان تعريف مي كردند كه از ساعتها قبل از بازشدن در سالن، صفوف طولاني تشكيل شده بود و طبق معمول، هدف جلوتر نشستن است؛ حتماً مي ارزد .
*دانشجويي مي گفت براي تعيين سهميه حضور دانشجويان دانشگاههاي مختلف، بحثهاي ديپلماتيك زيادي انجام شده بود و باز هم به خاطر آنكه سالن، گنجايش آن همه علاقهمند را نداشت، بسياري از دانشجويان در بيرون نشسته و از طريق تلويزيون هاي تعبيه شده، آقا را مي ديدند.
*هنوز ساعتي تا آغاز ديدار مانده بود. صلواتهاي متعدد براي سلامتي رهبر خويش مي فرستادند و البته بعد از هر صلوات يك "ياعلي" محكم سر مي دادند؛ كوبنده بود. تواشيح هم خواندند و در ادامه هم شعار دادند كه: "دانشجو بيدار است، از آمريكا بيزار است"، "مرگ بر آمريكا" و"اي رهبر آزاده، آماده ايم آماده" . اين مشتهاي گره كرده چه حسي داشت!
*دقايق در گذر بود و همه از آن شوق دختر دانشجويي كه با همه حس خود براي ديدار آقا سخن مي گفت، به هيجان آمدند.
*بعضي از چشم ها آرام خيس شده بودند، بين خودمان باشد.
*ديگر سالن از ظرفيت خود نيز، دانشجوي بيشتري را جا داده بود. حتي تا بالاي ستون هاي آنجا نيز رفته بودند. فرياد سر دادند كه " اي پسر فاطمه منتظر تو هستيم" و بعد هم شعارهاي تركيبي مي دادند. مثلاً آقايان مي گفتند "واي اگر خامنهاي اذن جهادم دهد" و خانم ها ادامه مي دادند "ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد".
*9:40 دقيقه . ناگهان غوغايي در ميان دانشجويان مي افتد و همه با ديدن رهبر انقلاب اسلامي، به پا مي خيزند. هركس سعي مي كند خود را نزديكتر به جايگاه كند و همين مسئله موجب مي شود تعدادي از بيرون مانده ها فرصت حضور در سالن را بيابند.
*با هدايت مجري مراسم شعري دسته جمعي خوانده مي شود؛ ما عاشقان كوي حسينيم ......... ما پيروان پير خمينيم اي رهبر امت! جان را به راهت مي كنيم قربان ما ياوران ولايت هستيم ......... در انتظار شهادت هستيم ما نور حسيني، مهر خميني در سينه داريم ما با خامنه اي پيمان و عهدي ديرينه داريم ….
*رئيس دانشگاه يزد اولين سخنران بود. گفت كه پيش از انقلاب اين استان، 400 دانشجو داشت و اكنون حدود 60 هزار تا . در ادامه نيز از رهبر انقلاب اسلامي خواست تا نهضت سواداموزي آي تي در كشور راه اندازي شود .
*محمد علي افخمي اردكاني دانشجوي سخنران بعدي بود. گفت كه يزد 14 سال است مقام اول قبولي در كنكور را دارد. آقا علاوه بر اينكه يادداشت مي كردند، در سخنان خود نيز اين موضوع را مورد اشاره قرار داده و تحسين كردند.
*مهدي زارع به نمايندگي از تشكل هاي دانشجويي سخن گفت. از اقدامات دولت حمايت كرد و در ادامه برخي از نارساييهاي بخش فرهنگي و علمي را يادآور شد. حرفهايش آنقدر جالب بود كه تا دقايقي، همه دانشجويان برايش كف زدند. هنگامي كه پيش رهبر انقلاب اسلامي رفت، يك چفيه سبز رنگ زيبا به آقا داد و ايشان هم تشكر كردند.
*ديگراني هم سخن گفتند و البته متاسفانه به دليل هماهنگ نكردن مطالب خود با ديگر دانشجويان، بعضاً مطالب تكراري مورد اشاره قرار مي گرفت. دانشجويان براي طرح ازدواج دانشجويي كلي تشويق كردند و در ادامه نيز چفيه آقا به يكي از سخنرانان تعلق گرفت.
*حوالي 11 بود كه رهبر انقلاب اسلامي سخنانشان را آغاز كردند. از اينكه جوان مظهر آيينه وار صفا، صميميت، همت و شوق به آرمانها و ايده آل ها حرف زدند و سخنان دانشجويان را دلنشين خواندند.
*محور اصلي سخنانشان، ضرورت و اهميت اعتماد به نفس بود كه واقعا بايد چندين بار خوانده شود.
*در بخشي از فرمايشات رهبر انقلاب كه در مورد فعاليتهاي هستهاي كشورمان بود، يكي از دانشجويان شعار داد كه "انرژي هستهاي حق مسلم ماست" و آقا نيز با لبخندي گفتند كه من هم مي دانم حق شماست اما مي خواستم از وقت استفاده كنم كه جوانان كار خودشان را كردند. اين مطايبه، همه را خنداند.
*فرمانده معظم كل قوا از دانشجويان خواست با مطالعه زندگي سرداران شهيد، اعتماد به نفس آنها را در زندگي خود اعمال كنند.
*از تعاريف رهبر انقلاب اسلامي در مورد اقدامات دولت، مهم و جالب بود و نيز حمايت ايشان از سفرهاي استاني هيئت دولت، شنيدني. ايشان در خصوص رابطه با آمريكا نيز نكات مهمي را يادآور شدند.
*خاطرات دوران جواني رهبر انقلاب اسلامي، بسيار شنيدني و جالب بود كه ايشان از همان دوران چقدر با حرارت و شور از آرمانهاي اسلامي دفاع مي كردند و حتي با نماينده مجلس شوراي ملي نيز در مورد ضرورت اعتماد به نفس به بحث پرداخته بودند.
*ايشان در ادامه نيز از بحث توجه به حقوق زنان در اسلام سخن گفتند و با اشاره به آماري كه يك سوم زنان دنيا كتك مي خورند، آنرا بسيار تأسف بار خواندند كه با صلوات خانمهاي مجلس همراه شد.
*در آخر هم دعا كردند خداوند دلهاي جوانان را همواره نوراني كند و عاقبت به خير بشوند.
**ستاره هايي براي ستاره شدن
*نوبت جانبازان و ايثارگران است.
*اينجا هر كسي يك ستاره دارد. برخي ستاره ها، بر پاها نصب شدهاند و اكنون سالهاست كه اصطلاحاً گفته مي شود پاهايش را در راه خدا داده ! اما شايد بهتر بود مي گفتند خداوند پاهايش را لايق دانسته است.
*نماد جانبازان و ايثارگران مشخص است. خيلي از آنها بر ويلچر مينشينند و خيلي ديگر رنج تنفس در اين هواي دنيا را با ماسك چند برابر احساس ميكنند.
*خيلي از آنها سربند " يا اميرالمؤمنين" سبزرنگ و زرد رنگ داشتند. ساده و بي آلايش مثل معماري هاي يزد بودند و بنابر اين وقتي دوربين از آنها ميپرسيد كه چه حسي دارند، جواب هايشان حتي يك درصد آن هيجاني كه در سينه داشتند، نبود.
*رديف اول مختص جانبازان قطع نخاع بود. فرمانده كل سپاه نيز در ميان جانبازان بود و ضمن گفتگو با آنها، برخي از نامههايشان را همانجا پاسخ ميداد.
*اگر شعار مي دادند "حسين حسين شعار ماست، شهادت افتخار ماست" قطعاً باور ميكردي اينهايي كه سالهاي سال و بارها براي انقلاب جان خود را عرضه كردهاند، با تمام وجود سخن ميگويند و اگر باز هم نياز باشد، حسين حسين شعار آنهاست.
*گروه سرود دختران شاهد و ايثارگر كه برنامه اجرا كردند، آقا رسيد. با همه سختي هايي كه حركت براي بسياري از اين قشر داشت و اكنون دوران پيري نيز آنها را در بر گرفته بود، سعي كردند خود را به نزديك ترين محل برسانند. براي رهبرشان عرض ارادت ميكردند و آقا هم با لبخندي، پاسخ ميدادند.
*باز هم شعار دادند كه "حسين حسين شعار ماست ..." آقا هم به سينه ميزد و تكرار ميكرد. خيلي ها با ديدن اين صحنه، گريه ها كردند.
*يكي از وسط جمعيت، نامهاي بلند كرد، آقا زودتر از هر كسي آن را ديد و نامه را از آن جانباز گرفتند. چقدر خوشحال شد كه رهبر انقلاب اسلامي، خواستهاش را ديد. *از وسط جمعيت، پيرمردي با شال سبز چند لحظهاي در وصف رهبر انقلاب شعري خواند و فرياد زد" درود بر خميني، سلام بر خامنهاي"، همه تكرار كردند، دوباره داشت صحبت ميكرد كه مردم با يك صلوات به كمك او آمدند و آرام گرفت. تا بعد از مراسم هم آرام قربان صدقه آقا مي رفت.
*مقام معظم رهبري از ارج جانبازي در راه انقلاب گفتند و خاكريز مهم خانواده شهدا و ايثارگران را بسيار با اهميت توصيف كردند.
*ايشان، آنهايي كه خانواده شهدا را شماتت ميكنند، مورد خطاب قرار دادند و از اين خانوادهها خواستند تا به اين كوته بين ها توجهي نكنند.
*دو مراسم روز دوم به پايان رسيد. شعارها از جنس دارالعباده بود و ارادتها از ميان انبوهي از مردم كه به تعبير آقا با ايمان و سختكوش هستند، نمايان بود. اينجا يزد است و فرصت ديدار با رهبر انقلاب فراهم! |