برای تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج) صلوات
No Image
No Image

آخرین به روز سایت

23 مرداد 1387 ساعت : 13:19

ورود به سایت






No Image
No Image
No Image
آزمايش در نظام الهي (سخنراني علامه مصباح يزدي) چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 

Image
  

 ( سخنراني علامه مصباح يزدي )

در بين همه مخلوقات، انسان كامل‏ترين موجودى است كه بيشترين استعدادها را براى تغيير و تحول در جهت رسيدن به سعادت يا شقاوت دارد. از آن جا كه در بينش اسلامى اساس ارزش ارتباط با خداست، هر كس ارتباطش با خدا بيشتر باشد، سعادتمندتر خواهد بود. در مقابل نيز، اساس همه بدبختى‏ها كفر است. اما يا همه كسانى كه مى‏گويند ما ايمان داريم راست مى‏گويند؟

{بسم الله الرحمن الرحيم

آزمايش در نظام الهي

 

قم ـ حسينيه شهدا – شب هشتم محرم 1427

 

    مجموعه سؤالاتى وجود دارد كه فقط اختصاص به نوجوان‏ها و جوان‏ها ندارد؛ بلكه بزرگ‏ترها نيز گاهى با آن دست و پنجه نرم مى‏كنند. يكى از آن مجموعه سؤالات كه در ذهن بسيارى از مردم وجود دارد و حل آن در شناختن اكثر مسايل اعتقادى مؤثر است اين است كه: خداوند متعال با آن رحمت، لطف و كرم بى‏كران خود، اين عالم را آفريده و به مخلوقات نيز نعمت‏هاى فراوانى عطا فرموده است، اما در اين ميان، بلاهايى مانند سيل و زلزله پيش مى‏آيد كه در آن‏ها انسان‏هاى بى‏گناهى از بين مى‏روند و به سختى‏هايى مبتلا مى‏شوند؛ اين بلاها چگونه با آن رحمت، مهربانى و با حكمت و به بيان ديگر با عدل خداوند سازگار است؟ اين يكى از سؤالاتى است كه عموميت دارد؛ سؤال ديگر اين است كه: خداى متعال انبياء را براى هدايت مردم مبعوث فرمود و هدف او اين بود كه مردم به بركت ارشادات انبياء، راه صحيح را پيدا كنند، رفتار انسانى معقولى داشته باشند، جامعه سالمى را بسازند و در رفاه و خوشى و سعادت زندگى كنند، انبياء هم با تمام توانشان در اين راه كوشش كردند، ولى چرا همه انبياء با مشكلات فراوانى مواجه مى‏شدند و در بسيارى از موارد نيز مورد اهانت، ضرب و شتم، زندان و حتى كشته شدن قرار مى‏گرفتند. قرآن به كشتن انبياء اشاره كرده و مى‏فرمايد: «وَ قَتْلهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ»1. چرا خداوند انبياء را براى هدايت، بر مردم مسلط نكرد تا شكنجه و آزارى نبينند و چرا مردم با همه انبياء مخالفت كردند؟ چرا خداوند اجازه مى‏دهد به اوصياء و اولياء خدا توهين شود. حتى حضرت سيدالشهداءعليه‏السلام به مصيبت‏هايى گرفتار شدند كه نمونه‏اش را در تاريخ بشريت نمى‏توان پيدا كرد. اين سؤال‏ها را بايد با حل يك مسأله اعتقادى پاسخ گفت، مسأله‏اى كه قرآن بر آن خيلى تكيه كرده و آن را به صورت‏هاى مختلف بيان فرموده است، و آن مسأله امتحان، آزمايش، فتنه و ابتلاء است. اين مفهوم در قرآن با الفاظ متعددى بيان شده كه در ابتدا، براى فهم آن‏ها اشاره‏اى كوتاه مى‏كنم. آن چه ما در فارسى به نام «آزمايش» مى‏ناميم قرآن در مورد آن به چند واژه اشاره كرده است كه «ابتلاء»، «بلا»، «فتنه» و «تمحيص» از جمله آن‏هاست. يكى از آياتى كه در مورد آزمايش با تعبير «فتنه» وارد شده، اين است كه: «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»2، آيا مردم چنين پنداشته‏اند، همين كه بگويند ما ايمان آورديم، رها مى‏شوند و مورد فتنه و آزمايش قرار نمى‏گيرند. اين سؤال را استفهام انكارى مى‏گويند؛ يعنى از نحوه سؤال پيداست كه جوابش منفى است. در آيات ديگرى نيز مى‏فرمايد: «أَنما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ»3، اموال و فرزندان شما، فتنه هستند؛ يعنى وسيله آزمايش‏اند و هم چنين مى‏فرمايد: «وَ نَبْلُوَكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً»، ما شما را با خوشى‏ها و ناخوشى‏ها مى‏آزماييم. محققين اهل لغت نيز اصل «فتنه» را به معناى داغ كردن و در نهايت به هر نوع زحمت‏دادن و گرفتار كردن دانسته‏اند. به هر حال لازمه آزمايش، گرفتار شدن و درگير شدن با كارهاى سخت و دشوار است، تا آن‏جا كه قرآن در آياتى هدف از آفرينش را آزمايش و امتحان معرفى كرده است و مى‏فرمايد: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»4، خدا مرگ و زندگى را براى اينكه شما را بيازمايد آفريد، تا مشخص شود كدام نيكوكارتريد. آيات ديگرى نيز در سوره كهف است كه مى‏فرمايد: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»5؛ يعنى آنچه در روى زمين هست، از جاذبه‏هايى كه وجود دارد و زينت‏هايى كه خدا روى زمين قرار داده، براى اين است كه مردم را به آن‏ها بيازمايد.

    مفهوم آزمايش در قرآن به صورت‏هاى مختلف ذكر شده و از سنت‏هاى مؤكد، عام و استثناناپذير خداوند است. در اين‏جا بايد يادآور شد كه آزمايش‏هاى خداوند خيلى پيچيده‏تر از آزمايش‏هاى ما انسان‏هاست، آزمايش‏هاى انسانى در يك مورد خاص و براى يك هدف مشخص صورت مى‏گيرد، ولى آزمايش‏هاى الهى چندين هدف را دنبال مى‏كند. گاهى دو گروه را به وسيله يك‏ديگر آزمايش مى‏كند و گاهى چندين نفر را به وسيله يك‏ديگر آزمايش مى‏كند؛ «لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ»6. علت انتخاب اين موضوع اهميت ويژه آن است كه اولاً، بسيارى از مسايل فكرى و اعتقادى به حل آن بستگى دارد. دوم اين‏كه بسيارى از قضايايى كه در تاريخ واقع شده، به‏خصوص از صدر اسلام تاكنون، با تحليلى خداشناسانه و با بينش توحيدى پاسخ داده شود و سوم اين كه بتوانيم وظيفه خود را در مقابل اين سنت عظيم و پيچيده الهى بشناسيم. پيچيدگى آزمايش‏هاى الهى از آزمايش‏هاى انسانى خيلى بيشتر است، ما بايد خود را آماده كنيم و براى سربلندى در آزمايش الهى از آزمايش‏هاى گذشته خداوند عبرت بگيريم كه قدم بزرگ موفقيت در همين عبرت‏پذيرى است.

    با نگاهى به مسأله آزمايش، ابهامى كه در ابتدا ظاهر مى‏شود اين است كه، كسى آزمايش مى‏كند كه نسبت به چيزى جاهل باشد.

    ولى خدا براى چه آزمايش مى‏كند، مگر خدا جاهل است؟ قرآن در اين باره مى‏فرمايد «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ»7، البته خدا مى‏داند از ميان كسانى كه ادعاى ايمان دارند چه كسى راست و چه كسانى دروغ گفتند.

    براى حل اين ابهام بايد گفت: ما در قرآن كريم مى‏بينيم كه خداى متعال اوصاف يا افعالى را به خودش نسبت داده كه كم و بيش در مورد انسان‏ها هم به كار مى رود، مثلاً مى‏گويد خدا عليم است. ما مى‏دانيم علم‏داشتن يعنى چه؟ براى اينكه ما هم مى‏توانيم كم و بيش علم داشته باشيم. راجع به افعال الهى نيز به واژه‏هايى برمى‏خوريم كه در خود ما هم هست، ولى درباره خدا اندكى تفاوت دارد. مثلاً رحم و غضب دو حالتى است كه انسان‏ها در مواجهه با پديده‏هاى روزمره دارند؛ ولى وقتى مى‏گويند خدا رحمت دارد يا خدا غضب كرد معنايش اين نيست كه - العياذ بالله - خدا دلش مى‏سوزد و حالت انفعال پيدا كرده و يا اوقاتش تلخ مى‏شود. چون خدا تغيير حالت پيدا نمى‏كند. چنين افعالى با آن خصوصيات، لازمه ماديت و مخلوقيت است و در مورد خدا بايد حيثيت‏ها مادى و نشانه‏هاى ضعف و محدوديت را از آن‏ها حذف كرد.

    اين كه خداوند انسان را آزمايش مى‏كند براى اين نيست كه مجهولى برايش كشف شود، بلكه هدف خداوند از اين كه افراد را در معرض آزمايش قرار مى‏دهد اين است كه آن چه در باطن هر فرد موجود است، آشكار شود؛ زيرا خداوند اين عالم را براى اين آفريده است تا هر كسى هر استعدادى و نيتى كه دارد، روزى آشكار شود و آن را ابراز كند. استعدادش شكوفا شود و در راهى كه مى‏خواهد، پيشرفت كند و اگر كسى قصد دارد عقب‏گرد كند، وسايل آن نيز فراهم شود. اين فضاى آزمايش الهى است. از اين‏رو منظور از اين كه خدا آزمايش مى‏كند يعنى شرايطى را فراهم مى‏كند كه نيت‏ها، استعدادها و قابليت‏هاى انسان بروز و ظهور پيدا كند.

    در بين همه مخلوقات، انسان كامل‏ترين موجودى است كه بيشترين استعدادها را براى تغيير و تحول در جهت رسيدن به سعادت يا شقاوت دارد. از آن جا كه در بينش اسلامى اساس ارزش ارتباط با خداست، هر كس ارتباطش با خدا بيشتر باشد، سعادتمندتر خواهد بود. در مقابل نيز، اساس همه بدبختى‏ها كفر است. اما يا همه كسانى كه مى‏گويند ما ايمان داريم راست مى‏گويند؟ ايمان اين است كه انسان از عمق دل باور داشته باشد كه پيغمبر، پيغمبر خداست؛ يعنى هر چه از طرف خدا آورده است، درست است. در مورد امامان معصوم‏عليهاالسلام نيز همين‏گونه است، آيا همين كه مى‏گوييم من اهل بيت‏عليهم‏السلام را دوست دارم كار تمام مى‏شود؟

    بايد شرايطى فراهم شود كه درستى ادعاها روشن شود. آيات اول سوره عنكبوت راجع به همين موضوع است، «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»8 يكى از اساسى‏ترين مفاهيم‏ در بينش الهى اين است كه انسان به عنوان يك موجود مختار، امتحان شود و براى او دائماً شرايطى فراهم شود تا ادعاهاى وى آزموده شود. اگر كسى مدعى است عدالت را دوست دارد، زمانى كه مى‏تواند ظلم كند، بايد بر خويشتن مسلط باشد و علايق را بر حقايق مقدم ندارد.

    گاهى هم آزمايش‏ها جنبه عمومى دارد و در جايى حادثه‏اى اتفاق مى‏افتد كه عده‏اى با آن آزموده مى‏شوند، گاهى نيز حادثه‏اى اتفاق مى‏افتد و امتى يك‏جا آزمايش مى‏شوند. در اين موارد انسان بايد بيشتر مراقب باشد؛ چرا كه وقتى كار دسته‏جمعى شد، انسان تحت تأثير جمع قرار مى‏گيرد.

    آيا همين كه عده‏اى شعار دادند، انسان بايد از آن عده پيروى كند و با آن‏ها همراهى شود؟ اين هم آزمايشى است كه در تاريخ نمونه‏هاى زيادى از آن اتفاق افتاده است. يكى از اين آزمايش‏ها، روز وفات پيغمبر اكرم‏صلى الله وعليه وآله بود. حضرت رسول‏صلى الله وعليه وآله هفتاد روز قبل از وفاتش، بر اساس دستور خداى متعال، براى آخرين بار و به صورت رسمى فرمودند: «من كنت مولاه فهذا على مولاه». اما زمانى كه پيغمبر از دنيا رفت، مسلمان‏ها كه گروهى از آن‏ها جهادگر بودند، انفاق كننده بودند، پول‏هايى براى اسلام خرج كرده بودند، جنگ‏ها رفته بودند، بسيارى از آن‏ها معلول جنگى و جانباز بودند؛ همان روز وفات پيغمبر گفتند: بايد براى پيغمبر جانشين تعيين كنيم. مگر هفتاد روز قبل، پيامبرصلى الله وعليه وآله جانشين خود را تعيين نكردند؟ اين مسايلى است كه در تاريخ معاصر نيز اتفاق افتاده است. ما وقتى مسأله امتحان را درست بررسى كنيم، مى‏توانيم از نتايج آن براى زندگى خود بهره‏مند شويم. آن گاه مراقب خواهيم بود از فريبى كه ديگران خوردند، عبرت بگيريم و عهدشكنى‏هايى كه ديگران كردند كمتر انجام دهيم. اما اگر متوجه نباشيم كه پيشينيان چه كردند و كارشان به كجا انجاميد و بگوييم ان شاءالله همه درست گفتند، ما هم جزو كسانى خواهيم بود كه به جهنم مى‏رويم! اگر درست دقت كنيم و هر لحظه متوجه آزمايش‏هاى الهى در زندگى‏مان باشيم، سود كرده‏ايم و فايده خواهيم برد، اين روزها هم در مسايل سياسى و بين المللى آزمايش‏هايى در مقابل ماست و اميداوريم كه خداى متعال به بركت سيدالشهداء توفيق دهد كه از عهده اين آزمايش‏ها به خوبى برآييم.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏

 
< بعد
No Image
No Image No Image No Image
No Image
© پایگاه اطلاع رسانی خانه حضرت سید الشهدا -علیه السلام - یزد