|
ما وقتی از هیئت های دانشجویی بحث می کنیم، باید دنبال ویژگیهای دیگری هم باشیم که متناسب با محیط دانشگاه است و به دلیل نقشی که در استقلال جامعه و فرآیند فرهنگی سیاسی اجتماعی دارد ویکی از دو نقطه ی اوج جامعه است هم چنین به دلیل ترکیب جمعیتی امروز دانشگاهها که حدود 5/1 میلیون دانشجو و بیش از 2 میلیون فارغ التحصیل داریم، این موارد اقتضا می کند که دانشگاه در بسیاری موارد نقش رهبری جامعه را به عهده گیرد.
دانشجویی
« ویژگیهای هیئت های دانشجویی »
ما وقتی از هیئت های دانشجویی بحث می کنیم، باید دنبال ویژگیهای دیگری هم باشیم که متناسب با محیط دانشگاه است و به دلیل نقشی که در استقلال جامعه و فرآیند فرهنگی سیاسی اجتماعی دارد ویکی از دو نقطه ی اوج جامعه است هم چنین به دلیل ترکیب جمعیتی امروز دانشگاهها که حدود 5/1 میلیون دانشجو و بیش از 2 میلیون فارغ التحصیل داریم، این موارد اقتضا می کند که دانشگاه در بسیاری موارد نقش رهبری جامعه را به عهده گیرد.
ازجمله در زمینه ی هیأتهای مذهبی در دانشگاهها. هیأتهای مذهبی دانشگاهها باید در کنار چهار ویژگی قبل ویژگی دیگری هم داشته باشند که عبارت است از : « آمیخته کردن احساسات با شناخت و معرفت.»
هیأتهای دانشجویی باید فلسفه ی نهضت امام حسین(ع) را خوب بشناسند و برای دیگران تبیین کنند. باید مسأله شهادت به خوبی شناخته و شناسانده شود . شهادت در فرهنگ ما، آمیزه ای است از عشق گداخته، همراه با بینش عمیق . تبیین این دو در کنار هم، کار مشکلی است که از یک سو به عاطفه و احساسات باید توجه کافی شود و از سوی دیگر به تعقل و اندیشه . یعنی مدّاح و سخنران هیأت مذهبی دانشگاه، باید به فلسفه ی قیام امام حسین(ع) توجه خاص مبذول دارد. ما این توقع را از فلان هیأت داخل شهر نداریم.
عاشورا باید در اتصال با نهضت حضرت آدم (ع)، موسی(ع) و ابراهیم(ع) نه به عنوان حادثه ی مجردی که در سال 61 هجری اتفاق افتاد تفسر شود. زیرا در این صورت باعث می شود قیام و پیام عاشورا- که یک پیام تاریخی و جاودانه است - به یک پیام مقطعی تبدیل شود. این معنای عمیقی که در زیارت وارث می خوانیم روی همین اصل است. « السلام علیک یا وارث آدم صفوة الله ، السلام علیک یا وارث نوح بنی الله و .... » امام حسین وارث پرچمی است که آدم و بقیه ی انبیا و اولیاء در طول تاریخ برافراشته نگه داشته اند و در این بینش است که ارتباط نهضت امام حسین (ع) با گذشته مشخص می شود و هم با آینده - امروز توجه ما به نهضت امام حسین (ع) باید چراغ راه زندگی ما باشد و اگر صرفاً ما به گذشته ی خود ببالیم که ما حسین و عاشورا داشته ایم اما این مسئله در زندگی ما اثر نداشته باشد، در واقع یک نوع سرپوش گذاشتن بر ضعف های احتمالی ما خواهد بود.
باید تمام همّ ما این باشد که آن بینش و نگرش بتواند خود را مجسم کند تا از این نگرش و بینش امروز به عنوان درسی جهت زندگی کردن استفاده کنیم. امام حسین (ع) صرفاً سیاست مداری نیست که با یزید به خاطر شراب خواری سر ناسازگاری داشته باشد، بلکه امام حسین(ع) پرچمداری است که می خواهد عَلَم مبارزه با ظلم و بی عدالتی و بی دینی و هر نوع تحقیر مردم را بر عهده بگیرد. این نکته را در تمام سخنان امام حسین(ع) می توانیم ببینیم. تبدیل کردن آن نهضت تاریخی به مبارزه ای که در یک مقطع خاصی از تاریخ وجود داشته است، تحریفی در فلسفه ی قیام امام حسین(ع) است و این تحریف، چیزی است که یزید هم خیلی مایل بود صورت بگیرد.
یزید اشتباهش در این بود که خیال می کرد با کشته شدن امام حسین در عاشورا و گرفتن شام غریبان، پرونده ی کربلا بسته می شود، اما اگر می دانست که چنین نیست و عاشورا تازه حکم فتح باب است و از آن به بعد مزار امام حسین ، پایگاه همه ی مبارزانی است که با زیاده روی ها و سفاهت های ابوسفیان و تفرعن فرعونها می خواهند مبارزه کنند هرگز خود را به این کار آلوده نمی کرد. او خیال می کرد شام غریبان، مسأله تمام می شود.
ولی امام حسین(ع) در شرایطی پا به میدان گذاشت که از یک سو نسل اولی که با پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین بوده اند و آن اسلام ناب را دریافته بودند، یا کشته شده یا خریداری شده بودند و در کاخ سبز معاویه، سر در آخور بیت المال داشتند و یا اگر افرادی بودند که هنوز خودشان را نفروخته بودند، سر در سلوک خود برده و به محراب خود چسبیده بودند و با یأس و ناامیدی و اینکه نمی شود کاری کرد ، سعی می کردند که خود را توجیه کنند و بهشت را برای خود تضمین شده ببینند. نسل دوم هم که بعد از آن آمده بودند، وقتی با آن زیاده روی های بنی امیه مبارزه کرده و نتوانسته بودند نتیجه بگیرند، مأیوس و سرخورده شدند. دراین شرایط، امام حسین(ع) آمدند و فتوا دادند که در شرایطی که نمی توانید وظیفه پایان یافته نیست. قدرت و عدم قدرت، نوع مبارزه را تعیین می کند نه اصل آن را .
در هر صورت، به یک روح نشاط، شادابی و امید احیتاج بود که در جامعه دمیده شود و امام حسین (ع) این کار را کرد. امام حسین(ع) این کار را کرد. امام حسین (ع) انسانی نبود که مثل بعضی خشکه مقدّس ها بهشت را ملک مطلق خود ببیند او خود را مسئول می دانست . معتقد بود در هر شرایطی، انسان حق ندارد سکوت کند، چه رسد به اینکه خود را بفروشد. او خود را فدا کرد، تا تقدسی که در حال فانی شدن بود بماند . تا ارزشهایی که درحال نابودی بودند، بمانند. به هر حال باید هیأت مذهبی دانشگاهها توجه کنند، در مداحی ها و سخنرانی ها و عزاداری ها چه مقدار در صدد تفسیر عاشقانه و عاقلانه ی قیام امام حسین (ع) هستند |